یاحسین...

آنچه امید دهد توبه من را این است

 پای العفو من از رحمت حق تضمین است



من اگر بر سر این سفره طمعکار شدم

 علت این بود که مهمانیتان رنگین است



میزبان، سفره برای دل مهمان چیده

 میهمان گر ننشیند سر آن توهین است



تا که بیمار به لب آه کشد قبل همه

 این طبیب است که آماده سر بالین است



به من درد کشیده مده دارو آخر

 بیشتر، ناز طبیبانه مرا تزکین است



در سحر فیض عجیبی است که از برکت آن

 چشم از خانه گریزان، سحر حق بین است



هر که گوید سخنی لحظه افطار ولی

 دم افطار فقط ذکر حسین شیرین است



رمضان ماه حسین است خدا می داند

 ربناهای مرا ذکر حسین آمین است



حاجت هر که در این ماه بُود حج اما

 دل ما را طلب کرب و بلا تسکین است

 

جانم فدایت یارضا...

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا ! من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا ! به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا ! وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا ! تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوری اندر صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا ! مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا ! یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا ! از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا ! من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات  حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا ! پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا ! یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کندتا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا ! از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا !

مظلومیتی بالاتر از غزه...

دوباره خبری ناگوار که تنم را لرزاند.به غزه کاری ندارم چون غزه ای دیگر در اطراف شهرم وجود دارد.این غزه مردمانش به وسیله موشک وخمپاره نمیمیرند بلکه به وسیله بی توجهی مسئولین در اجرای ساخت باند دوم این جاده میمیرند.که هر روز چند نفر از عزیزانمان بر اثر تصادف در این جاده میمیرند.

دوباره تصادف دوباره مرگ دوباره غم...آیا دیگر بس نیست؟واقعا این همه مرگ بس نیس؟یاشاید شما هنوز درد از دست دادن عزیز نکشیده ای که اینقدر بی توجهی...دیشب هم در اثر برخورد یک دستگاه پراید باتریلردرجاده رباط وآتش گرفتن خودرو پدر وپسر در آتش سوختند.شاید دیگر کمی عادی شده باشد این خبرها برای مسئولین.ولی ما دیگر ورزشگاه و کارخانه و شهربازی و بیمارستان نمیخواهیم فقط ای کاش مسئولین هر چه سریعتر فکری به حال این جاده بیندازند....ای کاااااااااااااااااااش

حدادیان هفت تیر کشی محمود کریمی را به دعوای حضرت موسی تشبیه کرد


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

آینده آنلاین نوشت:

با گذشت ده روز از انتشار خبر هفت تیرکشی محمود کریمی در اتوبان بابایی توسط سایت آینده ، سعید حدادیان از دیگر مداحان مشهور در نوشته ای ، هفت تیر کشی کریمی را به دعوای حضرت موسی با یکی از قوم بنی اسراییل تشبیه کرد که در آن حضرت موسی یکی از اعضای قوم بنی اسراییل را به اشتباه کشت، حدادیان مدعی شده است همانگونه که نام حضرت موسی از قران بخاطر این اشتباه حذف نشد ، نام محمود کریمی هم حذف نمی شود.

به گزارش فارس سعید حدادیان از مداحان اهل بیت (ع) در خصوص مسائل مطرح شده درباره حاج محمود کریمی متنی را به رشته تحریر درآورد. این متن که نسخه ای از آن در اختیار فارس قرار گرفت، به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ- همانا کسانی که دوست می دارند کارهای بسیار قبیح در میان آنان که ایمان آورده اند شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا می داند و شما نمی دانید. (سوره مبارکه نور آیه 19)

حاج محمود کریمی که کرامت انسانی و مراتب نورانی بر اهل دل روشن است، نیاز به حمایت دوستانی چون بنده ندارد اما مگر دل شکسته می گذارد.

دوراندیشان و مهرکیشان نیک می دانند که جوانمردی او که میراث پدر شهید و برادر شهید اوست، خدشه پذیر نیست.

به خاک پای مادرش سوگند که از برنامه شب یلدای شبکه 3 معلوم بود چه آتش کینه ای از سینه شبکه های ضد انقلاب گُر خواهد گرفت؛ اینکه در برنامه ای بسیار موفق به دست بوسی مادر زانو می زند و هوشمندانه و زیرکانه نوامیس انقلاب را ارج می نهد، نقطه اوجی است که شرافت و فضیلت نوکری اباعبدالله الحسین (ع) را به رخ می کشد و دشمنان انقلاب را از غیض می کشد.

به یقین تضعیف دستگاه سیدالشهدا (ع) و تضییع زحمات خدمتگزاران این آستان گناهی نیست که خداوند تاوانش را به فردا موکول کند.

دشمنان و بدخواهان ،قرآن بخوانند تا بدانند نام موسی بن عمران(ع)با مشاجره ای در سوره قصص (1) که به آن اشاره شده است، از قرآن و از زمره انبیا حذف نشد.

شک نیست که برخی از مسئله پیش آمده برای انتقام گرفتن از دستگاه سیدالشهدا (ع) و دستاوردهای آن سوءاستفاده می کنند؛ هیچ فکر کرده اید که اگر خدای ناکرده در این مشاجره بلایی سر حاج محمود آمده بود، امروز حال و هوای ایران اسلامی چگونه بود؟

خردمندان می دانند که حاج محمود کریمی در سن 45 سالگی نه سر تیراندازی دارد نه سودای اسلحه بازی؛ عجیب نیست که رسانه های اسرائیلی از تخت تفرعن خویش بانگ «وَفَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ» (2) سر می دهند که در عصای کریمی ها اژدهایی می بینند که ریسمان های سیاه و سفید سحر جادوهای شیطانی شان را می بلعد.

انشاءالله این محکمه عادلانه و خردمندانه پایان می پذیرد اما محمود کریمی را پایانی نیست که این قطره در اقیانوس بی پایان ابوالفضل (ع) سیر می کند؛ باشید و الطاف حضرتش را نظاره کنید.

1. سوره مبارکه قصص- آیات 9 و 10

2. سوره مبارکه شعرا - آیه 19


خدایا ممنون...


گاهی مثل باران

      باید بارید

          زندگی بخشید

                 طراوت داد ....

                           و رفت ....

کاش این جمعه میومدی...

امروز که وب گردی میکردم یه مطلبی خوندم که جالب بود برام گذاشتم تو وبلاگ تا شما هم ببینید و خودتان قضاوت کنید...

عید قرباااااااااااااان مبارک....

                                           اس ام اس خنده دار و سرکاری عید قربان, اس ام اس تبریک عید قربان   

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم

مبارک باد عید قربان، نماد بزرگترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس

 

سکوووووووتت برای چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید باید باور کنم که دکتر شریعتی میگفت ( چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش

و خوشبختی بخشیده است.) الان چند وقته میگیم بابا عمارت موسی خانی جای سکونت نیست.تورو خدا یکی کمی

 

 فکر کنه این میراث بزرگ شهرمونه هااااااااااااا...

امیدوارم مسئولین عزیزمون کمی بیشتر بیاندیشند...

یادسهراب بخیر..

سهراب سپهری sohrab sepehri

                                        دانه در این خاک بی نم، شورِ روییدن ندارد
                               ابر این صحرا مگر آهنگ باریدن ندارد



                         یک نفس سرمست بودن نمی خواهم که این گل
 
                          زیرِ رنگ آلوده ی زهر است و بوییدن ندارد


                        آب و رنگِ این چمن، از اشک پیدا آمد و خون
                        در بساطی این چنین، ای غنچه خندیدن ندارد

                         با نسیمِ غم دمد هر سبزه در صحرای عالم
                         هر طرف ای چشمِ بی آرام گر دیدن ندارد

                        چند زیر آسمان آواز تنهایی برآری
                        در دلِ گنبد، صدا جز نقشِ پیچیدن ندارد

                        در جهان نقش تماشا را زِ دل شستم که دیدم
                       پرده ای در این نگارستانِ غم دیدن ندارد.

بوی نامهربان ماه مهر...

باید دلت سنگ باشد تا بتوانی به چهره‌هایشان نگاه کنی و بغضت نگیرد و شرمت نشود، اما در این اتاق باید همه غصه‌ات را پنهان کنی و برایشان لبخند بزنی تا بتوانی عمق فاجعه را از این کودکان 10 ساله پنهان کنی. صدای خنده آنها را در باز‌ی‌هایشان در حالی می‌شنوی که چهره معصومانه و زیبای کودکانه‌شان زیر داغ آتش، چروکیده و مچاله است، آن هم نه سوختگی به مفهوم رایج، بلکه بندبند وجودشان در این حادثه از شدت بالای حرارت آتش سوخته است.

«آمنه»، «نادیه» و «اسمعه»، سه تن از همان دانش‌آموز شین‌آبادی هستند که این روزها با سوختگی‌های 50 و 45 درصد، حال در بیمارستان ساسان تهران بستری هستند تا شاید تیغ جراحی پزشکان مرهمی باشد بر زخمهای چهره‌های سوخته‌شان؛ گرچه 10 ماهی می‌شود جراحی‌های طولانی چندساعته تنها تفریح آنها شده.

در بیمارستان ساسان از ایستگاه پرستاری سراغ کودکان شین‌آبادی را می‌گیریم. اتاق شماره‌ یک را نشانمان می‌دهند. با پرستاری که از قبل هماهنگ شده وارد اتاق می‌شویم. صورت‌های «آمنه»، «اسمعه» و «نادیه» که هر یک روی تخت‌هایشان خوابیده‌اند دیده نمی‌شود. خودمان را معرفی می‌کنیم، مادرانشان نیم‌خیز می‌شوند و نگاهمان می‌کنند. جلوتر می‌رویم، «آمنه» به طرف ما برمی‌گردد، با دستانی باندپیچی شده.

«نادیه» از تخت پایین می‌پرد؛ دخترکی تپل که گوشت‌های اضافی روییده بر صورتش او را چاق‌تر از حد معمول نشان می‌دهد، برخلاف آمنه ، دستش را دراز می‌کند، از نگاه بر دستانش شرممان می‌گیرد، برخلاف ظاهراش انگشتان دستش همچون کودکی چهار ساله، لاغر، نحیف و کوتاه باقی مانده است. بر تمام دستانش تا آرنج رد بخیه و «گرافت» است.

ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۱، یک کلاس درس مدرسه ابتدایی روستای شین آباد از توابع شهرستان مرزی پیرانشهر دچار آتش سوزی شد و از ۳۷ نفر دانش آموزان آن ۲۹ نفر دچار سوختگی شدند. حادثه زمانی روی داده که بخاری نفتی این کلاس دچار آتش‌سوزی شد و تلاش برای خاموش کردن آن موثر واقع نشد و آتش به تمام سطح کلاس سرایت کرد...                                            Mona Hoobehfekr (33 of 96).jpg

کشف غار طبیعی در منطقه چاه پوزه شهربابک

      
به گزارش سايت خبري بابك زمين يك غار طبيعي مربوط هزاران سال قبل در منطقه شهربابك كشف شده است .                                                    

                                                                                                                                 

با توجه به گزارشات اهالی منطقه چاه پوزه و همچنین گزارش میراث فرهنگی شهربابک غار طبیعی واقع در کوه چاه پوزه در 85 کیلومتری شهربابک بین ریگ سفید و کفه نمک خیر آباد سیرجان کشف شد.بر پایه این گزارش طبق گفته گروه غار نوردی شهرستان رفسنجان پس از بازدید و بررسی 4 ساعته از داخل این غار ،تالارهای بزرگ ،راهروهای پیچ در پیچ و قندیل های حدود 6 متری و همچنین حیات موجودات زنده مانند کبوتر،مار ،خفاش در غار به چشم می خورد.گفتنی است این گروه پس از 4 ساعت بررسی به انتهای غار نرسیدند و با دعوت از طبیعت گردی سازمان میراث فرهنگی کرمان مشخصات دقیق و تاریخچه این غار مشخص می شود.

گوشم از این همه حرف پرشده است...

فرماندار شهربابک:
 
فرودگاه اضطراری شهربابک در دستور کار است

خبرگزاری فارس: فرماندار شهربابک گفت: احداث فرودگاه اضطراری شهربابک در دستور کار قرار دارد.

                                        خبرگزاری فارس: فرودگاه اضطراری شهربابک در دستور کار است

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شهربابک، سیف‌الله امینی‌زاده   با

اشاره به حادثه‌خیز بودن استان کرمان اظهار داشت: ما باید آمادگی 100 درصدی را در برابر بلایای طبیعی داشته

باشیم تا در صورت رخداد حادثه‌ با مشکل مواجه نشویم.

وی تصریح کرد: احداث فرودگاه اضطراری شهربابک در دستور کار قرار دارد.

امینی‌زاده ابراز داشت: باید آموزش لازم را در زمینه نحوه مقابله با بلایای طبیعی به مردم ارائه دهیم تا در مواقع

لزوم بتوانند از دانسته‌های خود استفاده کنند.

 این وعده چندین ماه پیش بوده است.

امیدوارم هر چه سریع تر این طرح عملی شود.حالانادیده میگیریم که قراربود خیلی سالهااااااااااااااااپیش یک فرودگاه

 بزنن اما الان که مشاهده میکنیم در زمین اونجا دانشگاه پیام نور زدن.خلاصه بیخیال همین فرودگاه اضطراری هم

 نعمتی هس واسه خودش.کاش لااقل شرکت مس که در همه زمینه ها سرمایه گذاری میکنه فکری برای فرودگاه

 برمیداشت تا حداقل  هم مهندسین  شرکت خودشون راحتتر بودن هم دیگه این همه راننده اواره شهرهای اطراف نبودن واسه آوردن مهندس شرکت مس.

حالا که فکر میکنم چرا شهر من با این همه معدن که با اندک درصدی ازمحصولاتش میتونه کاااااااخ ایران باشه به

شکل دیگری هس ونباید مثل شهرهای اطرافش فرودگاه داشته باشه...

ببخشید کجا میشه اقامت کرد...

امروزکه وب گردی میکردم وقتی رفتم وب شهرداری شهرمون وامکانات اقامتی رو مشاهده کردم کمی ناراحت شدم که چرا شهرم هنوز یک مکان اقامتی مناسب نداره ودلشو خوش کرده به متل بابک که فک نکنم مکانی مناسب برای مسافروافراددیگرباشد.امیدوارم مسئولین عزیز شهرم  یا سرمایه داران محترم کمی به این موضوع فکر کنن و چاره ای بیاندیشند.

صدایت میزنم بشنو صدایم...قصه تکراری عمارت موسی خانی

عمارت موسی‌خانی در شهربابک به عنوان یک خانه شکیل و زیبا دستخوش تغییراتی شده که سزاوار آن نبوده و از درون در حال تخریب است. به گزارش خبرگزاری فارس از شهربابک، گویا کسی آن گونه که شایسته است، گوشش بدهکار نیست، این بار حرمت امامزاده را گویا متولی نگه نداشته و عمارت موسی‌خانی در شهربابک به عنوان یک خانه شکیل و زیبا دستخوش تغییراتی شده که سزاوار آن نبوده و از درون در حال تخریب است. یکی از  اقدام‌های ناصواب سنگ‌فرش این عمارت به جای آجر فرش بوده است که سبب شده نم ساختمان خارج نشود. همچنین عدم قراردادن سقف کاذب بر بالای آن برای حفاظت از باد و باران و خروج مسیر آب از آن و ساخت بی‌جهت کرنو در داخل آن و ... و اما اینک ایجاد سرویس بهداشتی در طبقه دوم یک ساختمان خشت و گلی و یک مکانی که به عنوان یک میراث فرهنگی در کشور معرفی شده است را چه کسی مجوز داده است. ایجاد حمام در طبقه دوم ساختمان را کدام مهندسی نظارت می‌کند! از کدام دایره ساختمان از کدام شهرداری پروانه ساخت یا  اضافه بنا داشته‌اند، چه کسی در فرمانداری شهربابک اجازه داده است که در یک مکان تاریخی ساخت و ساز جدیدی بشود که ویرانگر است. مگر خانه سازمانی نداشته‌اند که در اختیار مسئول دفتر نمایندگی میراث فرهنگی و خانواده‌اش بگذارند تا مجبور به استفاده از این مکان نشوند، چرا شورای شهر به این کار اعتراض نمی‌کند. لوله آب و فاضلاب از کنار عمارت خود گویای همه چیز است و نیازی به گزارش بیش از این نیست که برخی معتقد هستند، برخی فعالیت‌های مشکوک و تخریب ساختمان به بهانه‌های واهی در عمارت و دیگر محوطه‌های تاریخی شهربابک در حال انجام است و کسی اعتراض نمی‌کند.ناگهان خیلی زوووووووووووود دیییییییییییر میشود...

کجایند مردان بی ادعا...

                                             هفته دفاع مقدس مبارک باد...

نامه انتقادی نویسندۀ کویتی به هاشمی

     "احمدی نژاد آتش افروخت و رفت"    

خلیل علی حیدر نویسنده اهل سنت کویتی در نامه ای انتقادی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران نوشت: دولت آقای احمدی نژاد که تمام شد و رفت ولی آقای هاشمی واقعا پاسخگوی این آتش افروخته و غیر قابل مهار جنگ شیعه و اهل سنت که لااقل بخشی از ان متوجه افراطی گری های 8 ساله گذشته سیاست خارجی ایران بود، چه کسی است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، متن این نامه بدین شرح است:

حضرت آیت الله رفسنجانی، سلام علیکم.

 در صفحه عربی سایت شما خواندم که  جنابعالی اخیرا در سفر مذهبی خود به مشهد با بیان اینکه اهل سنت در انقلاب و در حوادث پس از آن با حضور گسترده در جبهه ها، شهدای زیادی تقدیم انقلاب اسلامی کردند تاکید کردید که :

"بایستی به مشکلات اهل سنت رسیدگی شود و این فرصت به آنها داده شود تا در شرایط برابر با دیگران در جامعه به  خدمتگزاری مشغول باشند و مطالبات اهل سنت، مطالبات ملی است که باید تا پوشیدن جامه عمل پیگیری شود."

نکته ای که امروز برای ما اهل سنت در تمام کشورهای عربی مطرح است این است که آیا سخنان جنابعالی دعوتی بود ازعلماء و ائمه جمعه اهل سنت برای بررسی اوضاع اهل تسنن در ایران؟

 و یا مقدمه ای برای ورود سیاست دیگری در منطقه خلیج فارس و کشورهای عربی است، که دولت منتخب ایران در شعار انتخاباتی خود اعلام کرده بود؟

و یا تلاش دوباره فرا سیاسی جنابعالی است برای آنکه جنگ بین مسلمانان را فرو نشانید؟

و در آخر آیا شما قبول دارید که ایران بالاخص در 8 سال اخیر -دولت آقای احمدی نژاد- نه تنها در مقابله با آتش افروزی دشمنان اسلام بین شیعه و اهل سنت خوب عمل نکرده ، بلکه با افراطی گری سیاسی خود بر تنور این اختلافات دمید؟ آیا طرح اسلام ایرانی برای دشمنی بین مسلمانان نبود؟ آیا بر هم زدن روابط حسنه ایران با کشورهای عربی بالاخص عربستان که در زمان دولت جنابعالی در بالاترین حد خود بود در همین راستا نبود؟ دولت آقای احمدی نژاد که تمام شد و رفت ولی آقای هاشمی واقعا پاسخگوی این آتش افروخته و غیر قابل مهار جنگ شیعه و اهل سنت که لااقل بخشی از ان متوجه افراطی گری های 8 ساله گذشته سیاست خارجی ایران بود، چه کسی است؟ راهکارشما برای پایان این برادرکشی ها چیست؟

بلاخره دستان همدیگر راگرفتن...

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
رویترز نوشت: دو دیپلمات ارشد ایران و آمریکا در ابتدا دست دادند  و سپس  وارد گفتگویی دو نفره شدند که بالاترین سطح دیدار بین مقام های ایران و آمریکا پس از سه دهه بود.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، فرصت دیدار بی سابقه جان کری وزیر خارجه آمریکا با محمد جواد ظریف همتای ایرانی اش پس از آن فراهم شد که ظریف و وزرای پنج بعلاوه یک، بر سر حل مسئله هسته ای به توافق رسیدند.

یک مقام ارشد آمریکایی گفت: در ابتدای مذاکرات، کری و ظریف دست دادند.

کری و ظریف پشت میزی "U" شکل در کنار یکدیگر نشسته بودند.

به گفته ی یک مقام آمریکایی که خواستار عدم افشای نامش بود، در پایان جلسه، کری از فرصت استفاده کرد و ظریف را به گفتگویی خصوصی دعوت کرد.

وی افزود: وزیر خارجه آمریکا به سمت ظریف رفت و گفت: می توانیم چند دقیقه ای صحبت کنیم؟ 
 
این دو دیپلمات به اتاقی در کنار تالار اصلی مذاکرات رفتند و رو در رو و بدون معاونانشان بایکدیگر گفتگو کردند.


این جلسه 30 دقیقه ای بی سابقه ترین دیدار بین ایران و امریکا پس از انقلاب به شمار می آید.
 
 




همگییییییی دستشون درد نکنه...

مسئولین ما خوب بیمارستانی درست کردن دستشون درد نکنه.

بیمارستان اصلا بو داخلش نمیاد دستشون درد نکنه.

اصلا داخل بیمارستان موش نیس دستشون درد نکنه.

دکترای شهر همه موندن ودارن به کارشون ادامه میدن دستشون درد نکنه.

میگن امکانات زیادی داره بیمارستان دستشون درد نکنه.

مسئولین دلسوزو کارامدی داریم دستشون دردنکنه.

دکتر زنان و زایمان نمیخوایم دستشون درد نکنه.

سردخانه را گسترش دادن دستشون درد نکنه.

ساختمان بیمارستانو بازسازی کردن دستشون درد نکنه.

ما بضاعتمون همینه اگرم میبینی همه دارن میرن شهرهای اطراف واسه دکتر به خاطر اینه که شهرهای اطراف بیشتر بودجه دارن و میتونن دکتراشونو نگه دارن وامکانات به بیماران ودکتراشون بدن .ما هم به جون خودمون فقط سی هزاروپانصد تومن خرج کردیم دیگه ام بوجه نداریم تا از این کارا بکنیم بزار مردم برن همون شهرهای اطراف...

نمیخواهم حرفهایم آنقدر در دلم بماند تا از *شدت همدیگر را زدن* بمیرند...

اول به نام دوست...امروز که باز وارد شهرم شدم دوباره چشمم به ورودی های شهرم افتاد کمی که دقت کردم دیدم شبیه همه چیز هستن جز ورودی یک شهر اونم شهری که با الفبای غنی معادن ازش یاد میشود.ای کاش کسی پیدا بشه ی نیم نگاهی هم به ورودی های شهرم بکنه تا از این اوضاع خارج بشه کاااااااااااش...

حرف‌هایی که احمدی‌نژاد نگفت!

 
محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور یکشنبه شب در برنامه زنده تلویزیونی به بیان اقدامات و برنامه‌هایی پرداخت که نام "برای اولین بار" بر روی آنها گذاشت؛ اما او هیچگاه در این برنامه به سمت گرانی‌های فزاینده، وقوع بزرگترین فساد اقتصادی تاریخ، کاهش ارزش پول ملی به یک سوم، منفی شدن رشد اقتصادی و ... نرفت و مجری سرشناس سیما نیز پرسش‌هایی در این باره مطرح نکرد.

محمود احمدی‌نژاد پس از 8 سال ریاست جمهوری از عصر شنبه هفته آینده دیگر رئیس جمهور ایران نیست و باید آینده مشخص کند او چه خواهد کرد اما آنطور که شواهد و قرائن نشان می‌دهد در پی راه‌اندازی دانشگاه بین المللی غیرانتفاعی "ایرانیان" با همکاری یاران فعلی‌اش است و جنب و جوش‌ها را در این باره آغاز کرده است.

احمدی‌نژاد که یکشنبه شب نزدیک به یک ساعت و نیم دوباره رودروی مردم نشست، باز هم آنچه می‌خواست گفت و آنچه می‌خواست نگفت و در پایان هم برای خودش یک برنامه دیگر خداحافظی در نظر گرفت و گفت، باز هم در هفته‌های آینده می‌آیم.

"برای اولین بار" نام برنامه‌ها و اقداماتی بود که محمود احمدی‌نژاد برای این برنامه زنده تلویزیونی خود گذاشت و به صورت یکطرفه و در حالی که بود و نبود مجری سرشناس در این برنامه تفاوتی نداشت، هرچه خواست گفت؛ اما به خیلی چیزها و مسایل اقتصادی که برای اولین بار اتفاق افتاد، اشاره نکرد و ما در این گزارش به بخشی از آنها در ادامه مطلب اشاره می‌کنیم
ادامه نوشته

مسولین تشکر تشکر

از مسولین بخاطر برداشتن تیر برق  ازوسط راه قبل از کشته شدن چند نفر!! مججکریم

 

...

ژست بشر دوستانه دوستان!!!!!!!!!!!!!

 چند روزه از خبر تلخی که در رسانه ها پیچید میگذره تا اومدیم که هضمش کنیم بازم خبر تلخ تری رو شنیدیم که تحریم ها مانع از نجات ۳کوهنورد مان شد  
           
  نامی وزیر ارتباطات می گوید تحریم های بین المللی علیه ایران داغ ۳ کوهنورد ایرانی را به دل مردم ایران گذاشت.

محمد حسن نامی وزیر ارتباطات در گفت و گو با واحد مرکزی خبر، به تشریح جزئیاتی تازه درباره دیر شدن کمک های امدادی به ۳ کوهنورد ایرانی گیر افتاده در کوه k۳ پاکستان پرداخت و گفت: «به محض اینکه این خبر به ما اعلام شد ، با مرکز تلفن ماهواره ای تماس گرفتیم. شخص رئیس جمهور در این باره دستور پیگیری دادند و ما هم تا زمان سحر بیش از ۲۰ بار تماس گرفتیم اما به جایی نرسیدیم. بعد گفتند باید از طریق چینی ها پیگیری کنیم و ما همین کار را کردیم. »

او ادامه داد: « اما این مشکل اصلا ارتباطی با چینی ها نداشت. ما از آنها فرکانس موبایلی را می خواستیم که کوهنوردان مان از کوهستان با آن تماس گرفته بودند. حتی سفیرمان در چین با چینی ها صحبت کرد و مطمئن شدیم ارتباطی با آنها ندارد. دوباره با اماراتی ها که اپراتور این شرکت ماهواراه ای آنجا بود تماس گرفتیم. سفیرمان در ابوظبی پیگیر شد اما باز هم اطلاعات را برای نجات جان کوهنوردان مان به ما ندادند. تقریبا برای ما مشخص شده که این کارشان دلیلی نداشته غیر از بحث تحریم ها علیه کشورمان.»

یادمه آقای احمدی نژاد میگفت تحریم ها کاغذ پارهایی بیش نیستن!!!!!! بگذریم خدا به خانواده های بازماندگان صبر بدهد...
راستی راستی تازگیا ۳ تن از کوهنوردان اسپانیایی هم همونجا نا پدید شدن حالا ببینیم اونا نجات پیدا میکنن یا نه؟ که امیدواریم اونا نجات پیدا کنن....

آبببببببببببببب در کوزه و ما تشنه لبان میگردییییییییم...

سلام امروز که داشتم با دوستم صحبت میکردم دوستم میگفت الان چند روزه که فشار آب خانه ما کم شده که هیچکاری نمی توان کرد.کمی که از حرفش گذشت به فکر رفتم که چرا شهرم با این همه منابع زیرزمینی آب باید اینجور مشکلی داشته باشیم که منابع آب شرب شهر منو تو باید به کارخانجات سرچشمه و غیره برود اما مردمم از نبود فشار آب کافی در رنج باشند. آیا انصاف است که اب شهرم به چرخه صنعت برود اما جوونای شهرم اینجوری در پی کارباشند؟ آیا انصاف است که هنوز چند روستای شهرم از نبود آب در رنج باشند؟ وخیلی سوالهای دیگر که در ذهنم خاک میخورند و هنوز دنبال جواب هستند.{زبان نفهم...ذهنم را میگویم که هنوزدنبال جواب میگردد...} حرفهایم را نمیگویم که بخوانی و ساده رد بشی کمی به حرفهایم فکر کن شاید تو هم بفهمی که حق من وتو و شهرم این نیست...

 

صداوسیما به روزه داران رحم کند!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
یکی از بینندگان "انتخاب" در پیامی نوشت:

امسال همان طور که همه احساس می کنیم و رسانه ها و حتی صداوسیما هم اذعان دارند، ماه رمضان در شرایطی آمده که هوا بسیار گرم است و طبعا روزه داری دشوارتر است و البته مردم مومن و متدین زحمت و سختی آن را برای اجرای فرمان الهی به جان می خرند.

اما نکته ای که گاه با آن برخورد می شود، این است که گاه صداوسیما به روزه داران رحم نمی کند.
چند روز قبل حدود ساعت 9 صبح سوار بر تاکسی بودیم که میان برنامه ها چند آگهی بازرگانی پخش شد.
جالب است بدانید در آن گرمای هوای ماه رمضان امسال، آگهی هایی که پخش شد، یکی درباره بستنی بود، دیگری درباره آبمیوه و یکی دو تای دیگر هم مربوط به همین موارد خوشمزه و گوارا و خنک بودند و البته صدای ریخته شدن آنها در لیوان یخ هم از رادیو پخش می شد و دل روزه داران که گرمای اول صبح را در تاکسی و پشت ترافیک می گذراندند، می برد.

کار به جایی کشید که صدای یکی از مسافران هم در آمد که این آگهی ها چرا باید صبح ماه رمضان و وقتی شنونده ها در حال روزه هستند از رادیو پخش شود؟

برای من سوال شد که وقتی این همه صداوسیما به زعم خود برای ترویج فرهنگ روزه داری فعالیت می کند، این کارهای متناقض چیست؟

یا افرادی که به هماهنگی این برنامه ها و آگهی ها اشتغال دارند، حواسشان به زمان نیست و یا این قدر کج سلیقه هستند که آگهی خوردنی و نوشیدنی خنک را در این مقطع پخش می کنند، یا وضع مالی صداوسیما آن قدر خراب است که برای به دست آوردن پول، دیگر هیچ مورد دیگری برایش مطرح نیست.

جالب آن که یکی از دوستان که عضو یکی از سایت های تخفیف کالای مالزی بود، تعریف می کرد از ابتدای رمضان، هیچ کالایی که جنبه خوراکی داشته باشد، در منوی این سایت ارائه نمی شود تا مبادا برخی اعضا در ساعات روزه داری به آنها بر بخورند و برایشان سخت باشد.

اما آیا صداوسیمای جمهوری اسلامی از این سایت های خصوصی خارجی هم بی ملاحظه تر است؟

نامۀ سرگشاده فرزندان شهداء به هاشمی

 چهل تن از فرزندان شهدای هشت سال دفاع مقدس در نامه‌ای سرگشاده خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نوشتند:"چندی پیش که دیدار دلهایمان با سردار صبر این دوران، حضرت آیت الله هاشمی تازه شد، گفتیم که چقدر دل نگران انقلاب و آرمان های امام مان هستیم.اما باز نااهلان و سیاه بازاران بر ما و خانواه هایمان خرده گرفته اند که چرا به دیدار یار مهربان امامتان رفته اید؟"

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، متن کامل این نامه بدین شرح است:

                                                              بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز که ایران عزیزمان به لطف راهبری امام فرزانه انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حماسه باشکوه را رقم زده است و هم اکنون که دوباره آفتاب تدبیر و امید بر آسمان ایران عزیزمان تجلی کرده است، حیف است تلاش فرزندان سرداران شهید این مرز و بوم، همان ستارگان رهنمای شب های تار که در تداوم مسیر نورانی آن عزیزان سفر کرده با گام های استوار، آفتاب امید را در آغوش کشیده‌اند، بازتابی در فضای شاداب و پر طراوت این روزهای کشورمان نداشته باشد.
چندی پیش که دیدار دلهایمان با سردار صبر این دوران، حضرت آیت الله هاشمی تازه شد، گفتیم که چقدر دل نگران انقلاب و آرمان های امام مان هستیم.
گفتیم در این روزهای سرد و سخت اضطراب چقدر دلمان برای پدرانمان تنگ شده است، گفتیم که نبود شما در این معرکه، شیرینی این کار زار را برایمان زهر کرده است، گفتیم که چقدر برا حفظ خون عزیزانمان تنها شده ایم، گفتیم که دیگر حتی صدایمان به گوش خودمان هم نمی رسد، آری گفتیم که ما را از درخت انقلاب نمی چینند تا شاید بگندیم و دیگر میوه پر ثمر باغ امام بر سر سفره نامحرمان نباشیم و ایشان هم چون پدری مهربان فقط ما را به صبر و امید دعوت کردند.
و اما باز نااهلان و سیاه بازاران بر ما و خانواه هایمان خرده گرفته اند که چرا به دیدار یار مهربان امامتان رفته اید؟! و اما امروز که طلوع مهر حضرت ولی عصر بر پیکر بی رمق این دوران خودنمایی می کند و مردی امین از جنس اعتماد و عمل سکان هدایت این کشتی طوفان زده را عهده دار شده است، شوری نو تمام ایران عزیزمان را فراگرفته است و امیدی که وعده آن تنها دلخوشی روزهای سخت مان شده بود، امروز رنگی از واقعیت بر خود گرفته است.
ما فرزندان همرزمان شما، در کنار تدبیر و اعتمادتان، ایرانی سرشار از عشق، اعتماد و مهربانی را برپا می کنیم و با تمام توان در کنار شما ایستاده ایم تا دیگر جای خالی پدران شهیدمان در کنارتان احساس نشود و با تمام توان در کنار شما ایستاده ایم تا ایرانی شایسته هر ایرانی بسازیم. آری با تمام توان در کنار شما ایستاده‌ایم.
                                                                                                         و من الله توفیق
 
این نامه به امضای مهدی سلیمان فلاح، محمد ایرانشاهی، فاضل صبحی، جعفر رحیمی خواه، وحید عسگری، حمید سیفی، میرنقی، حسن تقی پور، سعید اسدی، محمدصادق قدمیاری، علی کشوری، ژانت مرادی مسیحی، فاطمه کیان اصل، مهدی خدابخشی، محمد رستمی، علی فکوری، حسین خدادادی، میثم کریمی، حسن فرامرزی، سعید جاویدی راد، فرشته سادات آهنگرانی، ابولفضل مالی، علی عباس کمری، محمد کائیدی، حمید اسدی، محمدعلی اکباتانی نژاد، پانته آ صالحی، امیرمحمد بابایی، احمد وکیلی، لیلا پورزادی، میثم خجسته نیکو، مهرابی، محمد حضرتی، فاطمه کاظمی، سیدمحسن اندرزگو، حمزه جهان آرا، ماهرخ علایی، عابد لهانی ایرانی،‌ میثم صالحی و حسن حجار کارگر رسیده است

اگه خیلییییییی تشنه ای خب آب بخور...

 

امروز داشتم وب گردی میکردم یه مطلبی خوندم  در مورد فتوای یکی از مراجع در باره  نوشیدن آب در روزه داری که برام خیلی جالب بود...

خلاصه فتوا اینه که میتونی آب بنوشی وقتی خیلییییییی تشنه هستی

 

فتوا و واکنش ها به این فتوا در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سرفه هایم از سیگار نیست...

سرفه هایم از سیگار نیست از غبار کارخانه هاییست که در دلم خاک میخورد...
امروزم از دیروزم سهمگین تر است نمیدانم چرا کسی به داد من نمیرسد من درختی هستم در کنار کارخانه ذوب خاتون اباد .گردوغبار مس شما بدجور داره ریشمو میسزونه نمیدونم شما احساس میکنید؟؟؟از آب زلال شماهاست که من هنوز تنومندم مثل کارخانه شما آدمها.شنیده بودم میخواهند کارخانه اسید بسازند تا شاید شماها بتوانید بهتر زندگی کنید کاش زودتر این کارو میکردن آخه تا کی من باید شاهد باشم که آّب زیرزمینی که حق من وشماست به این کارخانه برود و هر روز گردوغبارش بیشتر شود راستی کاش مهندس این کارخانه وقتی با ماشینش به سمت کارخانه میرفت نیم نگاهی هم به آینه ماشینش بیندازد تا گردو غبار معلق در هوا را ببیند،شاید دلش کمی به من و شما آدمها بسوزد.و از مسئولین بخواهد فکری به حال شماها بردارند... راستی حرفهایم به این سادگی که میخوانی نوشته نشده...

کارخانه آماتیس افتتاح شد...

امشب که وب گردی میکردم چشمم افتاد به یک مطلب خیلی خیلی خوشالم کرد.دیدم که بلاخره با زحمتای زیاد مسئولینمون کارخانه کاشی آماتیس افتتاح شد.حالا که کارخانه افتتاح شده از مسئولین میخوام نیروی بومی برای کار کردن درکاخانه بگیرن تا شاید چند تا از جوان های خودمون که با مشکلات زیادی که وجود داره  درس خوندن تا در اینده راحتیشو ببینن استفاده کنن.بازم منتظرچهره واقعی شهرمون هستیم.ودر اخر آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم...

مناجات دکتر مصطفی چمران برپیکر دکتر علی شریعتی ...

اي علي! هميشه فکر مي‌کردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهي گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثيه مي‌خوانم! اي علي! من آمده‌ام كه بر حال زار خود گريه كنم، زيرا تو بزرگتر از آني كه به گريه و لابه ما احتياج داشته باشي!... خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نيِ وجودم را با هنرمندي خود بنوازي و از لابلاي زير و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آواي تنهايي و آواز بيابان و موسيقي آسمان بشنوي مي‌خواستم که غم‌هاي دلم را بر تو بگشايم و تو «اکسير صفت» غم‌هاي کثيفم را به زيبايي مبدّل کني

ادامه نوشته